فرق سر ونزوئلا پنجشنبه ونزوئلا برق گرفتگی

فرق سر: ونزوئلا پنجشنبه ونزوئلا برق گرفتگی بین الملل ونزوئلا غارت مغازه ها کاراکاس

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری آبروی ما را نبرید! , انتقاد تند روزنامه جوان از فیلمی که در ونیز درخشید

آنها که شناختی نسبی از جشنواره های غربی و رویکردهای ارزش دارند، با تماشای فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» در جشنواره سی و پنجم فجر ناخودآگاه ذهن ارزش به سمت جشنوار

آبروی ما را نبرید! , انتقاد تند روزنامه جوان از فیلمی که در ونیز درخشید

انتقاد تند روزنامه جوان از فیلمی که در ونیز درخشید؛ آبروی ما را نبرید!

عبارات مهم : ایران

آنها که شناختی نسبی از جشنواره های غربی و رویکردهای ارزش دارند، با تماشای فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» در جشنواره سی و پنجم فجر ناخودآگاه ذهن ارزش به سمت جشنواره ونیز می رفت؛ جشنواره ای که بیش از سایر جشنواره های غربی، حتی بیش از برلین و کن به آثار تلخ سینماگران دنیا سوم علاقه نشان می دهد.

آبروی ما را نبرید! , انتقاد تند روزنامه جوان از فیلمی که در ونیز درخشید

سینمای کشور عزیزمان ایران سال هاست دچار نوعی رئالیسم افراطی هست؛ رئالیسمی كه بر پیكره افكار و آرای سینماگران ایرانی چنبره زده و ظاهراً به این سریع ی ها امیدی جهت خلاص شدن از آن نیست. بارها در این باره نوشتیم كه سینمای کشور عزیزمان ایران به جای بایدها به است ها چسبیده هست، آن هم نه همه واقعیت بلكه تنها بخشی از آن و اتفاقاً جشنواره های غربی نیز مشتری همین واقع نمایی های گزینشی فیلمسازان ایرانی هستند.

آبروی ما را نبرید

«بدون تاریخ، بدون امضا» از زمره همان سری فیلم هایی است كه صدای اعتراض ایرانیان خارج از كشور را هم بلند می كند كه این چه تصویری از کشور عزیزمان ایران است كه در انظار شهروندان غربی به نمایش می گذارید، آیا جایزه ها ارزش این را دارد كه صورت ای تا این حد عقب مانده از کشور عزیزمان ایران ارائه بدهید.

آنها که شناختی نسبی از جشنواره های غربی و رویکردهای ارزش دارند، با تماشای فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» در جشنواره سی و پنجم فجر ناخودآگاه ذهن ارزش به سمت جشنوار

ساخت فیلم راجع به آسیب های اجتماعی از جمله فقر، فساد و فحشا اگرچه در كشورهای پیشرفته نیز بعضاً انجام می گیرد ولی تفاوت آن با سینمای کشور عزیزمان ایران این است كه كمیت این مضامین در سینمای آن كشورها غلبه ندارد و آشنایی مخاطبان از آن كشورها باعث می شود كه عنوان فیلم را به كل جامعه بیرون از فیلم تعمیم ندهند ولی مخاطب خارجی آنچه را در فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» می بیند، حتماً به كل جامعه کشور عزیزمان ایران تعمیم می دهد و اینجاست كه این فیلم ها مظلومیت کشور عزیزمان ایران را مضاعف می كنند.

تقریباً یك ماه پیش در قالب یك گزارش از جشنواره ونیز به علاقه مندی های این مناسبت به رئالیسم افراطی سینمای کشور عزیزمان ایران اشاره كردیم و روی خوش ونیز به فیلم بدون تاریخ بدون امضا را هم آینده نگری كردیم. در گزارشی با تیتر «چطور ریشه های خشكیده نئورئالیسم در ایتالیا به دنیا سوم صادر شد!» نوشتیم: وحید جلیلوند فیلمسازی است كه سبك فیلم های او با سلیقه جشنواره ونیز سازگاری زیادی دارد.

رئالیسمی كه خاستگاه آن در دهه ۵۰ میلادی در ایتالیا به افول گرایید به یكباره مورد اقبال فیلمسازان ایرانی قرار گرفت. در واپسین سال های حكومت فاشیستی در ایتالیا در ادبیات و سینمای این كشور تمایلی رئالیستی بروز كرد، چراكه فقر و بیكاری فزاینده ای طی حكومت فاشیست ها و سپس جنگ، ایتالیا را درگیر خود كرده بود و بعد از سرنگونی فاشیست ها و رسیدن دورانی كه به بهار ایتالیا معروف بود، امكان بازگویی پیدا می كرد.

آبروی ما را نبرید! , انتقاد تند روزنامه جوان از فیلمی که در ونیز درخشید

در اوایل دهه ۵۰، دولت تازه ایتالیا كه بعد از دوران بهار ایتالیا بر سر كار آمده بود، نسبت به تولیدات این جنبش سینمایی بدبین شد و با گماردن جولیو آندره اوتی به ریاست اداره هنرهای نمایشی و تفویض اختیارات خاص به او، موجبات افول این فیلم ها را فراهم آورد.

بدهید ترتیب هر فیلمی كه تصویری نامطلوب و تلخ از ایتالیا به نمایش می گذاشت از منابع مالی محروم می شد و در برابر وام های كلان به فیلم هایی تخصیص داده شده است می یافت كه به جامعه امید تزریق می كرد. چند دهه بعد سیاست های دولت های وقت ایتالیا زمینه صدور مكتب نئورئالیسم را به كشورهای داعیه دار و انقلابی در دنیا سوم فراهم نمود تا فیلمسازان جوان و جویای نام با الگوگیری از این سینما محتوای آثار خود را بر بزرگنمایی زشتی های هرچند معدود كشورهای خود استوار كنند.

آنها که شناختی نسبی از جشنواره های غربی و رویکردهای ارزش دارند، با تماشای فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» در جشنواره سی و پنجم فجر ناخودآگاه ذهن ارزش به سمت جشنوار

جشنواره فیلم ونیز نیز به خاص در دهه اخیر با گزینش هایی كه از سینمای کشور عزیزمان ایران داشته به وضوح حركت بر مدار این كارویژه معین را فراهم كرده است.«دایره» ساخته جعفر پناهی،« منزل پدری» ساخته كیانوش عیاری،« قصه ها» به كارگردانی رخشان بنی اعتماد و مستند «روزهای سبز» حنا مخملباف، تعدادی از آثاری است كه جشنواره ونیز طی دهه اخیر به آنها روی خوش نشان داده و زمینه دیده شدن آنها درغرب را فراهم كرده است.

اوج گرفتن جنگ سرد و ادعای مخالفان این فیلم ها مبنی بر وجود انگیزه های ایدئولوژیك و چپ در آنها، این محدودیت ها را به اوج خود رساند و به این ترتیب، دوران افول این جنبش از راه رسید. فیلم های «نئورئالیستی» معمولاً قاب های ناآراسته و فی البداهه دارند. روسلینی در مصاحبه ای در این باره می گوید «اگر به اشتباه نمای قشنگی بگیرم، حتماً هنگام تدوین آن را بیرون خواهم كشید. » معمولاً تصویربرداری به سبك فیلم های مستند انجام می گیرد و دوربین تلاش در نشان دادن واقعیت بدون دستكاری دارد.

آبروی ما را نبرید! , انتقاد تند روزنامه جوان از فیلمی که در ونیز درخشید

از این رو گاهی از دوربین روی دست استفاده می شود. دزد دوچرخه اثر دسیكا یكی از فیلم هایی است كه به عالی ترین شكل فروپاشی اجتماعی و اخلاقی را در ایتالیای بعد از جنگ به تصویر می كشد.

سینمای کشور عزیزمان ایران در سال ۲۰۰۰ با فیلم «دایره» ساخته جعفر پناهی موفق به كسب جایزه شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز شد؛ فیلمی كه روایتگر داستان چهار زن است كه از زندان گریخته اند و آینده متفاوتی را تجربه می كنند. فرشته، مائده، الهام و نرگس هر یك به دنیال پناهگاهی جهت خود هستند.

مائده خیلی سریع به دست پلیس دستگیر می شود. الهام قصد بازگشت به شهر خود را دارد كه به علت موانع متعدد عملاً ممكن نیست. فرشته كه از طرف خانواده طرد شده است درصدد سقط جنین فرزندی است كه پدرش اعدام شده است است و… فیلم دایره را همان وقت معاون سینمایی وقت سیف الله داد توقیف كرد.

قصه های رخشان بنی اعتماد دیگر اثری است كه سال گذشته جایزه عالی ترین فیلمنامه را از این جشنواره به خود تخصیص داده شده است داد. همچنین منزل پدری كه روایت قتل فجیع دختری به دست پدرش است و به علت خشونت عریان و دلخراش آن در کشور عزیزمان ایران اجازه نمایش عمومی نیافت از دیگر آثار راه یافته به جشنواره فیلم ونیز است.

بدیهی است در همه این آثار تصویری عقب مانده و منحط از جامعه کشور عزیزمان ایران به نمایش درمی آید كه علی الظاهر مبتنی بر واقعیت به تصویر درآمده اند، با این تفاوت كه تماشاگر داخلی به علت مشاهده مستقیم واقعیت جامعه به وضوح محتوای این آثار را به كل جامعه کشور عزیزمان ایران تعمیم نمی دهد ولی مخاطب خارجی به آسانی فضای تیره این آثار را به كل جامعه کشور عزیزمان ایران تعمیم می دهد.

در سینمای وحید جلیلوند علی رغم سینمای نئورئالیسم ایتالیا روح عدالت طلبی غلبه ندارد. او در آثار خود بیش از اینكه معترض ضعف عدالت اجتماعی و تبعیض طبقاتی باشد مانند اغلب فیلمسازان جشنواره ای کشور عزیزمان ایران صرفاً به فقر به عنوان دستمایه ای مناسب جهت دیده شدن در جشنواره های غربی توجه دارد؛ فقری كه بازنمایی آن مانند فقر در فرزند های آسمان مجید مجیدی عزتمندانه نیست بلكه تا حد زیادی ریاكارانه هست. ‏

كاش افتضاح آنگ سان سوچی لااقل باعث عوض کردن نگاه به جوایز غربی شود و ما دنیا سومی ها همه مدال های اهدایی از سوی غرب را مصداق درخشیدن ندانیم.

جوان آنلاین

واژه های کلیدی: ایران | تاریخ | نمایش | ایرانی | سینمای | ایتالیا | ایتالیا | جشنواره | سینمایی | ایرانیان | جشنواره فیلم

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs